خاطراتم را خاک میکنم همین جا
تنهایی خودم
خاطراتم را خاک میکنم همین جا

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي
تو چشام زل بزن بیا ببین بغضوُ
تا حالا اینطوری دیده بودی تو من تقسوُ...
تا حالا دیده بودی که انقدر داغون بشم

خنده ام میگیرد…
وقتی پس از مدتها بی خبری،
بی آنکه سراغی از این دل بگیری…
می گویی دلم برایت تنگ است …
یا دلم را به بازی گرفته ای،
یا معنای واژه ها را خوب نمی دانی ؟
دلتنگی … ارزانی خودت،
من دیگر دلم را به خدا سپرده ام.

رفتی و یادتو هنوز تو خونس
زندگی کردن بخدا بهونس
از وقتی رفتی نفسهام کم میاد
***
هر لحظه بودنت به یادم می یاد
نمی تونم بدون تو سر کنم
زندگی رو یه لحظه باور کنم
***
رفتیو زندگی برام حرومه
کار دلم بدون تو تمومه
از وقتی رفتی عطر تو،تو خونس
***
بی تو میمونم دروغه بخدا بهونس
رفتی یه لحظه یاد من نکردی
نمیدونم با طفل دل چه کردی
***
تو فکر نکردی که دلم اسیره
نگفتی با خودت،بری میمیره
هرجا میرم عطرت هنوز باهامه
***
حس میکنم بسه به لحظه هامی
یادته اون روز که باهم نشستیم
باهم دیگه قول و قراری بستیم
***
گفتیم که معبود همیم همیشه
عاشقیمو به پای هم نشستیم
من که تورو دست خدا سپردم
***
خودت میدونی که نباشی مردم
خدا میدونه که برات میمیرم
عاشقمو به عشق تو اسیرم

چيه دلم گرفتي
واسه چي داري گريه ميکني ؟
چيه دلم شکستي
واسه کي داري گريه ميکني ؟
چيه دلم غريبي
چي ديدي داري گريه ميکني ؟
ميگي گذاشته رفته
اوني که مثه نفس تو بود !!
ميگي دلتو شکسته
اوني که همه کس تو بود!!
ميگي ديدي نمونده
پاي همه حرفايي که زده بود!!
قاب عکستو زدم جای
ساعت دیواری . . .
از اون موقع به بعد تو
شدی تمومه لحظه هام!!!!!!!!!