post
طناب را بر گردنم انداختند و گفتند اخرین ارزویت را بگو. گفتم دیدن یارم.... گفتند راستش را بخواهی خسته است. دیشب تا صبح طناب را می بافته

[ شنبه 04 مرداد 1393 ] [ 23:34 ] [ tanhataren-90 ]
[
ارسال نظر(0)
]
تنهایی خودم
طناب را بر گردنم انداختند و گفتند اخرین ارزویت را بگو. گفتم دیدن یارم.... گفتند راستش را بخواهی خسته است. دیشب تا صبح طناب را می بافته
