post

دیــــروز اومده بود دیدنــــــم با یه شاخه گُل و یه لبخندی که همیشه آروزوی دیدنشو داشتم گریه کرد و گفت : دلش برام تنگ شده ... اما من فقط نگاش می کردم وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس خیس شده بود ...
[ جمعه 23 فروردین 1392 ] [ 16:12 ] [ tanhataren-90 ]
[
ارسال نظر(0)
]
